
در تاریخ صنعت خودروی ایران کمتر اتفاق افتاده که دو خودروساز بزرگ کشور ، ایران خودرو و گروه بهمن یک پلت فرم مشترک و محصولی مشترک را به بازار عرضه کنند، اینووی اما دقیقاً همین است.
به گزارش خبرنگار عصر خدمات، یک سدان هیبریدی با پلتفرم چانگان، درصد بالایی از داخلیسازی و یک پشتوانهی توزیع که در تاریخ خودروسازی غیردولتی ایران بینظیر است. اما قبل از همه چیز باید یک سوال را جواب داد: چرا این دو شرکت که سالها رقیب هم بودند، حالا دارند با هم کار میکنند؟
یک مالکیت مشترک؛ ریشهی یک همکاری
جواب این سوال در یک اتفاق نسبتاً تازه نهفته است. بعد از خصوصیسازی ایران خودرو، اشتراکاتی در ساختار مدیریتی و مالکیتی بین گروه بهمن و ایران خودرو به وجود آمد. وقتی دو شرکت در نهایت به یک سهامدار مشترک میرسند، رقابت جای خودش را به همکاری میدهد. نتیجهی این همکاری خودرو اینووی شد؛ محصولی که گروه بهمن آن را توسعه داد و ایران خودرو هم قرار است آن را روی خط تولید خودش بیاورد.
این یعنی اینووی دو شبکهی فروش و خدمات پس از فروش دارد که شبکهی گستردهی ایران خودرو که صدها نمایندگی سراسر کشور را پوشش میدهد، به علاوهی شبکهی بهمن موتور که خودش هم کمگسترده نیست. این ترکیب برای یک محصول داخلی چیزی است که در بازار ایران کمتر رخ داده است.
در همین روز ها ما شاهد سردرگمی مالکانی هستیم که محصول وارداتی یکسانی را که دو شرکت به صورت مجزا عرضه کرده اند اما هیچ یک در بحث خدمات محصولی را گردن نمی گیرند و در حال پاس کاری مالکان به یک دیگر هستند و این موضوع کلافی سر درگم برای بحث خدمات پس از فروش بدل شده.
قبل از اینکه از اینووی بگوییم، باید از چانگان بگوییم؛ چون خیلیها این برند را دست کم میگیرند.
چانگان یکی از چهار غول خودروسازی دولتی چین است. سابقه ی فعالیت آن نزدیک به ۱۶۰ سال است که شروع آن از یک کارخانهی تسلیحات بود. در سالهای اخیر در فناوری موتور سرمایهگذاریهای جدی انجام داده و خط موتوری Blue Core و Blue Whale را توسعه داده که هر دو هدفشان ترکیب قدرت بالا با مصرف پایین بوده است.
اینووی چیست و چه مشخصاتی دارد؟
اینووی روی پلتفرم چانگان ایدو DT ساخته شده ، پلتفرمی که ایران خودرو و بهمن موتور امتیاز استفاده از آن را خریداری کردهاند. این یعنی نه کپی غیررسمی، نه مونتاژ ساده ، بلکه یک همکاری فنی واقعی با انتقال دانش به خوروسازی و حتی ارتقا دانش فنی قطعه سازان داخلی .
ابعاداین خودرو میان قامت شامل: طول ۴۵۷۵ میلیمتر، عرض ۱۷۵۰ میلیمتر، ارتفاع ۱۵۲۵ میلیمتر، فاصلهی محوری ۲۶۰۰ میلیمتر، یک سدان خانوادگی کامپکت با ابعاد متعادل برای ترافیک شهری ایران که می تواند مورد اقبال قرار گیرد.
موتور بنزینی ۱.۵ لیتری تنفس طبیعی با فناوری 16 سوپاپ که بیشترین بازده را از موتور درون سوز خود داشته باشد و یادمان نرود که چانگان استاد تولید و ساخت موتور هایی را دارد که با کمترین میزان اصطحلاک بتواند بیشترین بازده را داشته باشد و توانسته استاندارد آلایندگی یورو 5 را دریافت کند که حالا آن را با موتور الکتریکی ترکیب کرده است. توان تولیدی به صورت ترکیبی حدود ۲۲۰ اسببخار با گشتاور ۳۳۰ نیوتنمتر را از طریق گیربکس از نوع DHT که مخصوص ماشین های هایبریدی هستن و بازیافت انرژی در شتاب منفی را تا ۳۰ درصد ممکن میکند که برای کاهش مصرف انرزی بسیار مهم طلقی می شود. با همه این فناوری ها این سدان جمع و جور شهری شتاب صفر تا صد زیر ۸ ثانیه دارد که بسیار برای افراد ماشین باز می تواند مورد توجه قرار گیرد. مصرف سوخت ترکیبی این خودروکمتر از ۵ لیتر در صد کیلومتر است که برای یک سدان خانوادگی در بازار ایران یک مزیت واقعی است.
نسخهی بنزینی که توسط خط تولید ایران خودرو تولید می شود دارای فناوری توربو است که با موتور ۱.۵ لیتری ۱۷۰ اسببخار قادر به تولید است و برای کسانی که فقط میخواهند بنزین بسوزانند در کنار نسخهی هیبریدی عرضه خواهد شد. وزن خالص ۱۳۲۰ کیلوگرم، باک ۴۵ لیتری و سرعت بیشینهی ۱۸۰ کیلومتر بر ساعت از دیگر مشخصات این خودرو هستند.
درصد داخلیسازی اینووی قرار است قابل توجه باشد ، نه مثل بسیاری از محصولات مونتاژی که فقط کاغذ داخلیسازی دارند. موتور TU5 ایران خودرو بهعنوان پایهی پیشرانهی هیبریدی در نظر گرفته شده و قطعات متعددی قرار است داخل تولید شوند. حالا اینکه مجددا اسم TU5 می آید به ذائقه مشتری ایرانی بر روی این خودرو خوش می آید یا نه هنوز مشخص نیست.
اینووی در بازار ایران یک غریبه نیست بلکه فردا ۵۱۱ در واقع نسخهای از همین خانواده است؛ دقیقتر بگویم نسخهی کوچکتر همین پلتفرم چانگان با نام آلسوین V3یا همین فردا ۵۱۱ سالهاست در بازار ایران هست، اما هرگز آنطور که باید دیده نشد. نه بهخاطر اینکه خودرو بدی بود، بلکه بهخاطر اینکه شرکت عرضهکنندهاش ، فردا موتور نه شبکهی فروش قوی داشت، نه خدمات پس از فروش درست، نه بازاریابی حسابی. یک خودروی قابل قبول در دست یک عرضهکنندهی ضعیف، در بازار ایران محکوم به نادیده ماندن شد و حتی امروز هم خیلی به آن در بازار دست دوم توجه نمی شود و لی حالا با حضور اینووی می توان گفت این خودرو هم می تواند جان تازه ای بگیرد.
اینووی دومین محصول ملی از خودروسازان بخش خصوصی ایران محسوب میشود پس از محصول اول که در این فضا عرضه شد. این جایگاه نماد مهمی دارد؛ یعنی بخش خصوصی دارد ثابت میکند که میتواند خودرو تولید کند، نه فقط مونتاژ کند.
اگر کیفیت تولید درست باشد، قیمتگذاری منطقی انجام شود و شبکهی خدمات واقعی ارائه شود هر خودرویی می تواند محبوب دلها در بزار ایران شود.
اینووی میتواند در سگمنت سدانهای خانوادگی ایران، که سالهاست محصول جدی و محبوبی نداشته، یک سهم بازار قابل توجه بگیرد. نه بهخاطر معجزه، بلکه بهخاطر مهندسی محصول درست که با توجه به نحوه عرضه و پشتوانه خدمات قوی این رخ خواهد داد است.


















نویسنده و عکاس : علی غفاری



