اخبار اقتصادیخودرو

اشتراکات مهندسی در گروه فولکس‌واگن با نگاهی به مزیت‌های ساختاری اشکودا کاروک

اشکودا کاروک به عنوان یک کراس‌اوور کامپکت شهری، بر پایه پلت‌فرم ماژولار MQB-A۱ توسعه یافته است؛ معماری‌ای که در طیف گسترده‌ای از محصولات گروه فولکس‌واگن به‌کار گرفته می‌شود و یکی از عوامل کلیدی در هماهنگی، بهره‌وری اقتصادی و تنوع تولید در این هلدینگ خودروسازی چندملیتی به شمار می‌رود.

به گزارش عصر خدمات، هدف از توسعه MQB (Modularer Querbaukasten) در ابتدا، ساده‌سازی ساختار تولید، اشتراک‌گذاری فناوری‌ها و در عین حال، حفظ هویت برندهای زیرمجموعه بود. کاروک در نسخه ۲۰۲۴ خود، بار دیگر نشان داده که چگونه اشکودا با بهره‌گیری هوشمندانه از این بستر مشترک، خودرویی اقتصادی، کارآمد و منطبق با نیازهای روز بازار ارایه می‌دهد، بدون آن‌که هویت مستقل خود را فدا کند.

پلت‌فرم MQB در سطح جهانی به عنوان ستون فقرات تولید محصولات دیفرانسیل‌جلو (و گاه چهارچرخ متحرک) در گروه فولکس‌واگن شناخته می‌شود. از سال ۲۰۱۲ که اولین بار این پلت‌فرم در گلف نسل هفتم به‌کار رفت، تا امروز، این ساختار در خودروهایی چون فولکس‌واگن تیگوان، آیودی Q۲ و Q۳، جتا VS۵، سیات آتکا و تاراکو، اشکودا کودیاک و حتی نسخه‌ای مشتق‌شده در لامبورگینی اوروس حضور پیدا کرده است. البته اوروس از نسخه‌ای ارتقاءیافته به نام MLB Evo استفاده می‌کند که در اصل بر اساس MQB توسعه یافته، اما ساختار طولی آن برای نصب موتورهای قدرتمندتر و سیستم‌های پیشرفته‌تر تقویت شده است.

در نتیجه، هرچند تفاوت‌هایی در ابعاد، اجزای مکانیکی و جنس متریال مورد استفاده وجود دارد، اما اصول مهندسی، جانمایی اجزاء و ماژول‌های اصلی میان کاروک و بسیاری از مدل‌های مذکور مشترک است.

در بعد فنی، اشکودا کاروک ۲۰۲۴ از پیشرانه‌های بنزینی سری TSI بهره می‌برد که با تیونینگ‌های متفاوت، در سایر محصولات فولکس‌واگن، سیات و آیودی نیز استفاده می‌شوند. برای مثال، موتور ۱.۵ لیتری TSI با فناوری ACT (غیرفعال‌سازی سیلندر در بار کم) در خودروهایی نظیر فولکس‌واگن گلف، تیگوان، سیات آتکا و آیودی A۳ نیز دیده می‌شود. جعبه‌دنده ۷ سرعته DSG هم از دیگر اجزای مشترک است که مزیت‌هایی مانند تعویض نرم و پاسخ‌دهی سریع را به همراه دارد.

سیستم تعلیق نیمه‌مستقل در محور عقب (در نسخه‌های دیفرانسیل جلو) و سیستم تعلیق چند اتصالی در نسخه‌های چهارچرخ، دیگر نکته مشترک است. حتی در سطح الکترونیکی نیز، ماژول‌های کنترل پایداری، سیستم‌های کمکی راننده مانند ترمز اضطراری خودکار، هشدار نقاط کور، و کروز کنترل تطبیقی، میان کاروک و بسیاری از خودروهای گروه VW از زبان مشترک سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بهره می‌برند.

با وجود اشتراکات زیاد، طراحی بدنه، سبک کابین، نحوه تنظیم سیستم‌های رانندگی و حتی جنس متریال مصرفی در کابین، وجه تمایز اشکودا با سایر برندهای هم‌پلت‌فرم را شکل می‌دهد. برای مثال، کاروک همچنان به‌عنوان یک برند اقتصادی، بیشتر بر کاربری روزمره، فضای سرنشین و اقتصادی بودن متمرکز است؛ در حالی که نسخه آیودی بر کیفیت مواد، تجهیزات لوکس و دقت در مونتاژ تأکید دارد.

از سوی دیگر، سیات با هدف‌گذاری روی بازار جوان‌پسند، تنظیمات سیستم تعلیق اسپرت‌تر، چیدمان کابین تهاجمی‌تر و زبان طراحی جسورانه‌تری دارد. به عبارتی، MQB بستری انعطاف‌پذیر است که هر برند روی آن، شخصیت‌سازی می‌کند.

یکی از اهداف کلیدی پلت‌فرم MQB کاهش هزینه‌های تولید و افزایش سرعت توسعه مدل‌های جدید بوده است. فولکس‌واگن با این ساختار قادر است تا صدها هزار خودرو را با تنوع مدل زیاد، اما با زیرساخت فنی مشترک، در یک زنجیره تولید ترکیبی بسازد. این مزیت، نه تنها موجب کاهش هزینه تمام‌شده برای مصرف‌کننده می‌شود، بلکه نگهداری و خدمات پس از فروش را نیز ساده‌تر می‌کند؛ موضوعی که در بازارهایی مانند ایران با محدودیت دسترسی به قطعات، اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

کاروک ۲۰۲۴ به‌عنوان عضوی از خانواده MQB، در واقع از همان فناوری‌هایی بهره می‌برد که در خودروهایی گران‌تر از آیودی و فولکس‌واگن نیز به کار رفته‌اند. این دسترسی به تکنولوژی بالا با قیمت نهایی پایین‌تر، مزیت رقابتی عمده‌ای برای اشکودا محسوب می‌شود. به‌طور مثال، سیستم اطلاعات و سرگرمی MIB۳، نمایشگرهای دیجیتال با قابلیت شخصی‌سازی، و حتی سامانه نورپردازی تطبیقی که سابقاً در خودروهای لوکس دیده می‌شد، اکنون در کاروک در دسترس هستند.

هرچند نام لامبورگینی در نگاه اول با محصولاتی چون کاروک بی‌ربط به‌نظر می‌رسد، اما واقعیت این است که اوروس، کراس‌اوور پرچم‌دار لامبورگینی نیز بر پایه پلت‌فرمی مشتق‌شده از MQB یعنی MLB Evo ساخته شده که در آیودی Q۷ و بنتلی بنتایگا هم استفاده می‌شود. این پلت‌فرم ساختاری طولی دارد و برای نصب موتورهای V۸ یا W۱۲ بهینه شده است، اما در لایه‌های زیرین، فلسفه ساخت مشترکی با MQB دارد: استفاده از ماژول‌های تکرارشونده، معماری نرم‌افزاری مشابه و یکپارچگی زیرساختی. بنابراین، اگرچه مسیر توسعه اوروس از کاروک جداست، اما ریشه مهندسی در بسیاری از نقاط اشتراک دارد.

در نهایت، اشکودا کاروک ۲۰۲۴ را باید به عنوان نمونه‌ای هوشمندانه از مهندسی ماژولار گروه فولکس‌واگن تحلیل کرد؛ خودرویی که ضمن برخورداری از زیرساخت‌های فنی مشترک با مدل‌های سطح بالاتر، توانسته با حفظ هویت اقتصادی و خانوادگی خود، جایگاه مناسبی در بازار کراس‌اوورهای متوسط تثبیت کند. پلت‌فرم MQB اگرچه شاید از منظر ظاهری در همه خودروها یکسان نباشد، اما در لایه‌های زیرین، گواهی است بر استراتژی دقیق گروه فولکس‌واگن برای توسعه یکپارچه، کاهش هزینه و ارایه فناوری به طیف وسیع‌تری از خریداران در تمامی نقاط دنیا که محصولات این نشان عرضه شده اند. 

 

نویسنده : علی غفاری 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا