
یک کارشناس اقتصادی با اشاره به روند رو به رشد قیمت دلار گفت: نرخ دلار تا حد زیادی به روابط بینالمللی، سیستمهای بانکی جهانی و تنشهای سیاسی گره خورده است.
به گزارش عصر خدمات، در پی نوسانات اخیر بازار ارز و عبور قیمت دلار از مرزهای جدید، پرسشهای بسیاری در خصوص دلایل این افزایش، آن هم پس از یک دوره ثبات نسبی مطرح میشود که در این زمینه، مهدی بهنامه – عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد و کارشناس مسائل اقتصادی – در گفتوگو با ایسنا، به کالبد شکافی این موضوع پرداخته و معتقد است ترکیبی از عوامل «تکنیکال» و «بنیادی» (فاندامنتال) وضعیت فعلی را رقم زده است.
تلاقی عوامل تکنیکال و بنیادی در بازار
بهنامه با اشاره به ماهیت رفتاری متغیرهای مالی اظهار کرد: هر متغیر مالی، از جمله ارز و طلا، دو نوع رفتار دارد؛ یکی بحث تکنیکال و دیگری مباحث بنیادی. برای درک بهتر وضعیت دلار، میتوان نگاهی به بازار جهانی طلا داشت. طلا همواره به عنوان یک «کالای امن» در زمان ناامنیهای نظامی، سیاسی و اقتصادی شناخته میشود. در شرایط بحرانی، قاعدتاً قیمت طلا باید صعودی باشد، اما دیدیم که علیرغم تنشهای شدید بینالمللی، طلا گاهی حرکت چندانی نداشت یا حتی اصلاح قیمت را تجربه کرد. این موضوع نشان میدهد که گاهی تحلیلهای تکنیکال بر عوامل بنیادی غالب میشوند.
این عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: در تحلیل تکنیکال، نقاطی به نام «قیمتهای روانی» وجود دارد. وقتی قیمت به یک سطح مشخص (مثلاً ۵۰۰۰ دلار برای طلا یا مرزهای رند در بازار ارز) میرسد، حتی اگر عوامل بنیادی هم قوی باشند، بازار نیاز به استراحت و اصلاح دارد.
پایان دوره استراحت دلار
این کارشناس اقتصادی در تحلیل وضعیت بازار داخلی گفت: در خصوص دلار، شاهد بودیم که قیمت مدتی در محدوده ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان تثبیت شده بود. در آن بازه، حتی با وجود شرایط جنگی، قیمت حرکت چندانی نکرد؛ چرا که بازار در حال استراحت و اصلاح تکنیکال بود. اکنون با پایان آن دوره استراحت، قیمت دوباره مسیر صعودی خود را برای رسیدن به قلههای جدید آغاز کرده است.
کاهش عرضه ارز؛ عامل اصلی فشار بر بازار
بهنامه با اشاره به سهم ۸۰ درصدی درآمدهای نفتی در تأمین ارز کشور، تصریح کرد: از منظر بنیادی، ما با دو چالش اساسی روبرو هستیم. نخست بحث «امنیت» است؛ در شرایط ناامنی اقتصادی و سیاسی، تقاضا برای خرید دلار و طلا به عنوان پناهگاه امن سرمایه افزایش مییابد. دوم و مهمتر، بحث «عرضه» است. با توجه به محدودیتها و محاصرههای موجود در خلیجفارس، صادرات نفت با مشکل مواجه شده و در نتیجه عرضه دلار در بازار کاهش یافته است. طبق قواعد اولیه اقتصاد، وقتی عرضه کم و تقاضا زیاد شود، افزایش قیمت اجتنابناپذیر است.
آیا بانک مرکزی قادر به کنترل اوضاع است؟
او در پاسخ به سوالی درباره نقش سیاستگذار پولی در کنترل بازار، گفت: اگر بانک مرکزی یک نهاد مستقل بود، شاید میتوانست روی کنترل تورم مانور بیشتری بدهد، هر چند بانک مرکزی میتواند با مدیریت حجم پول و گردش نقدینگی از رشد «انفجاری» قیمتها جلوگیری کند، اما واقعیت این است که نرخ دلار تا حد زیادی به روابط بینالمللی، سیستمهای بانکی جهانی و تنشهای سیاسی گره خورده که خارج از کنترل مستقیم بانک مرکزی است.
توزیع اسکناسهای درشت؛ ابزاری برای تسهیل مبادلات یا پوششی برای پولشویی؟
این کارشناس اقتصادی در پایان درباره توزیع اسکناسهای درشت و حواشی مربوط به آن اظهار کرد: وقتی تورم سالانه در سطوح بالایی مثل ۱۵۰ درصد یا بیشتر قرار دارد، ارزش اسکناسهای کوچک به شدت افت میکند و برای مبادلات روزمره ساده هم نیاز به حجم زیادی از اسکناس است. بنابراین، چاپ اسکناس درشت از نظر فنی یک ضرورت ناشی از تورم است.
وی هشدار داد: استفاده گسترده از اسکناس در مبادلات بزرگ، خطر پولشویی و فرار مالیاتی را افزایش میدهد؛ چرا که برخلاف سیستمهای دیجیتال، نقل و انتقال پول نقد قابل رصد دقیق نیست. در دنیای امروز که سیستمهای پرداخت الکترونیک حرف اول را میزنند، نیاز مبرمی به حجم انبوه اسکناس درشت نیست، مگر اینکه پای مبادلاتی در میان باشد که تمایلی به ثبت و رصد آنها (مانند قاچاق) وجود ندارد.
بهنامه در پایان صحبتهای خود گفت: به طور کلی مشکل ما به فضای بینالملل و عوامل خارجی گره خوردهاند.



