به گزارش خبرنگار عصر خدمات، خودروهای برقی دیگر یک رؤیای دوردست نیستند. بازار جهانی نشان میدهد که این تحول سرعتی بیسابقه گرفته است؛ تنها در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۷ میلیون دستگاه خودروی برقی در جهان به فروش رسید و سهم این محصولات از بازار جهانی از مرز ۲۰ درصد عبور کرد. پیشبینیهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نیز حاکی از آن است که در سال ۲۰۲۵، یکچهارم کل فروش خودروها برقی خواهد بود و روند تا سال ۲۰۳۰ نیز همچنان صعودی خواهد ماند.
اما پرسش مهم اینجاست: جایگاه ایران در این نقشه جهانی کجاست؟ واقعیت آن است که ایران هنوز در آغاز راه قرار دارد، با فرصتهایی منحصر بهفرد و چالشهایی جدی که مسیر آینده را هموار یا پرسنگلاخ خواهند کرد.

چرا خودروهای برقی برای ایران یک «فرصت» محسوب میشوند؟
۱. کاهش آلودگی هوا و بار بیماریها
شهرهایی مانند تهران، مشهد و اصفهان سالهاست درگیر آلودگی هوا و ذرات معلق خطرناک هستند. گزارش IQAir در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد وضعیت کیفیت هوای ایران مطلوب نیست و شاخص آلودگی در بسیاری از روزها در محدوده ناسالم قرار دارد. جایگزینی بخشی از ناوگان بنزینی و موتورسیکلتهای فرسوده با مدلهای برقی میتواند یکی از سادهترین و کمهزینهترین راهها برای بهبود کیفیت هوا باشد.
۲. توان داخلی در تولید زیرساخت شارژ و حملونقل عمومی برقی
شرکت مپنا اعلام کرده ظرفیت تولید شارژرهای AC و DC در داخل کشور ایجاد شده و توسعه شبکه شارژرها در حال انجام است. از سوی دیگر، شهرداری تهران خرید بیش از ۲۰۰ دستگاه اتوبوس برقی را تصویب کرده و از برنامه ایجاد ۷۰۰۰ ایستگاه شارژ خبر داده است. هرچند اجرای این پروژهها زمانبر خواهد بود، اما نشان میدهد بخشهایی از زنجیره، مانند ناوگان عمومی، زودتر از خودروهای شخصی میتوانند برقی شوند.
۳. بازار بزرگ و تقاضای داخلی
ایران یکی از بزرگترین بازارهای خودرویی منطقه است. در سال ۲۰۲۳ بیش از ۱.۱۸ میلیون دستگاه خودرو در کشور تولید شد و پیشبینیها نشان میدهد در ۲۰۲۵ نیز جزو ۱۵ بازار بزرگ خودرویی جهان باقی خواهد ماند. این حجم تقاضا، در صورت هدایت درست سیاستها، میتواند بستری مناسب برای توسعه تدریجی خودروهای برقی فراهم کند.
۴. استفاده از تجربه جهانی
بسیاری از کشورها نشان دادهاند که با تعریف استانداردهای روشن برای ناوگان عمومی، تعیین مشوقهای هدفمند برای تاکسیها و پیکهای موتوری، و توسعه زیرساخت شارژ هوشمند، میتوان بدون فشار غیرقابل تحمل بر شبکه برق، پذیرش خودروهای برقی را افزایش داد. تجربه بینالمللی همچنین ثابت کرده که با اجرای تعرفههای زمانمند شارژ و مدیریت بار، اثر برقیها بر شبکه برق قابل کنترل است.
مهمترین چالشها در مسیر برقیشدن ایران

۱. فشار بر شبکه برق
تابستان ۱۴۰۴ نشان داد شبکه برق کشور در برابر موج گرما بسیار شکننده است؛ قطعیهای مکرر برق و تعطیلی ادارات، شاهدی بر این مسئله است. اضافهشدن بار شارژ خودروهای برقی بدون افزایش ظرفیت تولید و انتقال برق، میتواند این فشار را تشدید کند. بنابراین توسعه این صنعت باید همگام با بهبود زیرساختهای برقی کشور انجام شود.
۲. قیمتگذاری انرژی و یارانههای سوخت
یارانه سنگین بنزین انگیزه اقتصادی خرید خودروی برقی را برای مصرفکننده کاهش میدهد. تا زمانی که بنزین بهشدت ارزان عرضه میشود، صرفهجویی هزینهای حاصل از استفاده خودروهای برقی برای مردم چندان محسوس نخواهد بود. به همین دلیل، باید از ابزارهای دیگری مانند معافیتهای مالیاتی، تخفیف عوارض شهری و بیمه ارزانتر برای جذابکردن مالکیت خودروهای برقی استفاده شود.
۳. کمبود شبکه شارژ قابل اعتماد
وزارت صمت در سال ۲۰۲۴ هدف نصب ۳۰۰۰ نقطه شارژ را اعلام کرد، اما فاصله میان اهداف و اجرا همچنان زیاد است. در حالیکه ظرفیت ساخت شارژر در کشور وجود دارد، توسعه واقعی شبکه، بهویژه در مسیرهای بینشهری، هنوز کافی نیست. نبود شبکه سراسری و مطمئن، منجر به «اضطراب پیمایش» در میان خریداران میشود.
۴. محدودیتهای تجاری و فناوری
تحریمهای بینالمللی مانع از انتقال فناوری باتری و همکاری گسترده با سازندگان جهانی شده است. این مسئله نهتنها تولید خودروهای برقی داخلی را دشوار کرده، بلکه حتی واردات فناوریهای مرتبط با شارژ و نگهداشت را نیز کند کرده است.
۵. نبود سیاستهای پایدار و شفاف
سیاستهای متغیر و ناپایدار، اعتماد سرمایهگذاران و مصرفکنندگان را کاهش میدهد. هرچند صحبت از کاهش تعرفه واردات خودروهای برقی به چهار درصد مطرح شده، اما اجرا و استمرار چنین مشوقهایی هنوز نامشخص است. بازار نیازمند قوانین پایدار و پیشبینیپذیر است.
کجا میتوان سریعتر به نتیجه رسید؟

۱. حملونقل عمومی شهری
اتوبوسهای برقی و تاکسیها بهدلیل الگوی پیمایش مشخص و پایگاه شارژ ثابت، بهترین گزینه برای شروع هستند. سفارش صدها دستگاه اتوبوس برقی در تهران نمونهای از این مسیر است که میتواند هم آلودگی را کاهش دهد و هم اعتماد عمومی به این فناوری را افزایش دهد.
۲. موتورسیکلتهای برقی
موتورسیکلتها در ایران سهم بزرگی در آلودگی و مصرف سوخت دارند. آمارها نشان میدهد میلیونها دستگاه موتور فرسوده همچنان در حال ترددند. جایگزینی این وسایل با مدلهای برقی، بهویژه در ناوگان کاری مانند پیکهای موتوری و خدمات شهری، میتواند سریعترین تأثیر را در کاهش مصرف بنزین و بهبود کیفیت هوا ایجاد کند.
۳. پایلوتهای سازمانی و اداری
الزام دستگاههای دولتی و شرکتهای بزرگ به استفاده از خودروهای برقی، تقاضای تضمینشدهای ایجاد میکند و به تولیدکنندگان داخلی انگیزه ورود به این حوزه میدهد. چنین پروژههایی علاوه بر تحریک بازار، دادههای عملی برای اصلاح سیاستها نیز فراهم میکنند.
پیشنیازهای حیاتی برای موفقیت
۱. تقویت شبکه برق و مدیریت بار: تعرفههای زمانمند برای شارژ شبانه و توسعه شارژرهای هوشمند باید در اولویت قرار گیرد.
۲. مشوقهای پایدار: ترکیبی از معافیت طرح ترافیک، تخفیف پارکینگ، تسهیلات لیزینگ و تعرفه واردات پایین باید در یک بسته پنجساله تدوین شود.
۳. استانداردسازی فنی: ایجاد هماهنگی در پروتکلهای شارژ و یک پلتفرم ملی برای اطلاعات ایستگاهها ضروری است.
4. تمرکز بر خودروهای مقرونبهصرفه: بهجای مدلهای لوکس، تمرکز باید بر تاکسیها، خودروهای اقتصادی شهری و موتورسیکلتها باشد.
۵. همترازی با انرژیهای تجدیدپذیر: رشد همزمان ظرفیت خورشیدی و بادی، اثر واقعی بر کاهش آلایندگی ناوگان برقی خواهد داشت.
خودروهای برقی برای ایران هم «فرصت» و هم «چالش» هستند. از یک سو، میتوانند آلودگی هوا را کاهش دهند، مصرف سوخت را پایین بیاورند و صنعت خودروی کشور را بهسوی فناوریهای نو سوق دهند. از سوی دیگر، بدون تقویت شبکه برق، بدون سیاستهای پایدار و بدون مشوقهای مؤثر، همین روند میتواند به بحرانی تازه در حوزه انرژی بدل شود.
تصویر واقعبینانه این است که در کوتاهمدت باید روی ناوگان عمومی و موتورسیکلتها تمرکز کرد؛ در میانمدت توسعه شبکه شارژ و مشوقهای پایدار کلید کار است؛ و در بلندمدت باید به تولید داخلی و یکپارچهسازی با انرژیهای پاک اندیشید.
اگر این اجزای پازل بهدرستی کنار هم قرار گیرد، خودروهای برقی برای ایران یک فرصت بزرگ خواهند بود. اما اگر این مسیر بدون برنامه و هماهنگی پیش رود، بیشتر به یک چالش تبدیل خواهد شد. آینده این صنعت در ایران، وابسته به تصمیمهای امروز است.
نویسنده: علی غفاری



