
ماجرای خصوصی سازی سایپا امروز یکی از مهمترین مسایل مطرح شده در رسانه ها و احتمالا کل صنعت ایران است. شرکتی که با سابقه طولانی در صنعت خودرو مشتری بیش از ۶۰ صنعت دیگر است. در واقع نارنجی پوشان جاده مخصوص در کنار ایران خودرو دو چرخ دنده مهم مکانیسم حرکت صنعت در ایران به حساب می آیند.
ایران خودرو که چند سال قبل عمده سهام آن را کروز با شرکت های زیرمجموعه خود خریده بود، سرانجام در بخش مدیریت هم خصوصی شد و بلاخره علی مردان عظیمی در اتاق مدیرعامل را باز کرد و کلید را عادل پیرمحمدی داد. از آن روز حدود سه ماه گذشته است و اخباری که از ایران خودرو شنیده ایم بیشتر شعارهای کلی است. جالب آن که این خودروساز بعد از این اتفاق بزرگ حتی یک نشست خبری هم برگزار نکرد و مدیران جدیداش را در مقابل افکار پرسشگر رسانه ها قرار نداد.
اما خصوصی سازی سایپا ماجرای متفاوتی دارد. سایپایی ها به عنوان دومین غول صنعت خودرو ایران حتی قبل تر از ایران خودرو مشتریان داخلی و خارجی داشتند. حتی در دوره ای رنو هم قرار بود یکی از شرکت های زیرمجموعه سایپا را خریداری کند. ضمن این که مشتریان چینی هم مدتهاست که به چشم خریدار به سایپا نگاه می کنند.
البته نتایج خصوصی سازی در ایران خودرو هنوز آنقدرها به چشم نمی آید و شاید هم کمی زود باشد تا در این مورد قضاوت کنیم. اما کاهش تولید شاهین اتوماتیک سایپا و افزایش تولید اتوماتیک های ایران خودرو که مشترکات فنی بسیاری با هم دارند، از آن حرف های محافل خصوصی اهل صنعت در خصوص خصوصی سازی ایران خودرو است. زیرا تامین کننده اصلی این خودروها به ویژه در پلتفرم برقی کروز است.
هر چند قوانین خصوصی سازی در کشور می گوید، دولت باید بارش را روی شانه های سایپا بردارد، اما به نظر می رسد که تا نتایج خصوصی سازی در ایران خودرو را مردم لمس نکنند، سهامداران سایپا آنقدرها میلی به خصوصی سازی این شرکت ندارند. البته عرضه بلوک ۴۲ درصدی سهام این خودرو در چند روز گذشته مسیری قانونی بود که سایپا آن را طی کرد و دو سه روز دیگر هم قرار است پاکت های پیشنهادی خریداران باز شود.
سهام سایپا البته نسبت به ایران خودرو تودلی تر و بزرگ تر است. از طرفی افزایش سرمایه حدود ۷ برابری سایپا در روزهای پایانی سال گذشته باعث شد، امروز خرید ۴۲ درصد از سهام این خودروساز ۶۴ همت برای جیب خریدار خرج بردارد. ضمنا این در شرایطی است که تقریبا همه خواستگاران سایپا پولدار هستند.
از انجایی که در روزهای گذشته بارها نام خریداران را شنیده اید در این یادداشت قصد نداریم تکرار مکررات کنیم، ولی پرداختن به قوت و ضعف های خریداران می تواند موضوع را کمی روشن تر کند. زیرا قرار است سایپا را به ((کسی بدن که کس باشه)) نه صرفا داماد پولدار!
خواستگار فقط پولدار!
عجیب ترین کسی که با گل و شیرینی سایپا را دق الباب کرده است، بی شک بابک زنجانی نام دارد! هلدینگ دات وان متعلق به زندانی سابق اقتصادی که روی صفحه اول سایت رسمی خود نوشته؛ این گروه، با نگاه ملی و پشتوانهای عملگرایانه در عرصه بینالملل، بنای خود را بر توسعه زیربناهایی گذاشته که مسیر رفاه عمومی، نوآوری و مشارکت پایدار را هموار میسازند.
هر چند خواندن این جملات روی سایت هلدینگی که بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت سابق او را مفسد اقتصادی می نامید کمی عجیب است، اما رفتار اجتماعی و اثر دیجیتالی اوین نشین اسبق در فضای مجازی طی یک ماه اخیر نشان می دهد، اگر او با همین فرمان پیش برود، در سال های آینده می توان، لقب سردار سازندگی ۲ را به او داد! در هر حال دات وان بابک زنجانی پول و اعتبار دارد، کدام پول؟ از کجا؟ چطور؟ را رها کنید، دات وان گل و شیرینی به دست در کیلومتر ۱۵ جاده مخصوص ترانه (( من از راه آمدم )) می خواند.
البته فراموش نکنید، صرفا داشتن پول برای مدیریت یک خودروساز نه تنها کافی نیست، که فقط یکی از شاخص هاست. مدیریت خودروسازی که ۵۵ درصد شبکه تامین آن توسط مالک خودروساز رقیب تامین می شود کار آسانی نیست. ضمن این که در هلدینگ زنجانی پول هست، اما دانش فنی خیر. شاید یکی از تحلیل ها این باشد که از مدیران قبلی صنعت خودرو و حتی مشاوران خارجی می توان استفاده کرد، خب شاید این یک راهکار باشد، اما فعلا از ضعف های این خواستگار سایپاست.
در واقع در لیست قوت های دات وان همان سرمایه و ارتباطات خارجی را می توان جای داد. ضمنا هنوز بخش زیادی از بدنه حاکمیت او را به عنوان یک اخلالگر اقتصادی می شناسند نه یک سردار توسعه که این می تواند در ادامه راه او دست اندازهایی ایجاد کند. این که زنجانی در آخر بابک شاهنامه می شود یا سردار سازندگی کمی نیاز به زمان دارد.
از یخچال سازی تا خودروسازی!
دیگر کاندیدای خرید سایپا هلدینگ انتخاب است. هلدینگی که در حوزه پتروشیمی فعال است تا صنایع لوازم خانگی. البته این هلدینگ در بخش پتروشیمی کارنامه قابل دفاع تری نسبت به صنایع لوازم خانگی دارد. زیرا اهالی فن عقیده دارند، در بخش لوازم خانگی این هلدینگ بیشتر واردکننده و CKD کار است تا تولید کننده. این هلدینگ هم از نظر مالی توانمندی های بالایی دارد.
انتخابی ها از نظر دانش فنی اوضاع بهتری نسبت به دات وانی ها دارند. زیرا انها در بخش پتروشیمی فعال هستند و بخشی از مواد اولیه مورد نیاز داخلی سازی قطعات را می توانند مستقیم تامین کنند. ضمن این که به دلیل فعالیت در حوزه لوازم خانگی با شرکت زیرمجموعه خود یعنی انتخاب الکترونیک که برندهایی چون Snowa و یا Tecnogas را دارد، می توانند در بخش الکترونیک خودرو راه را سریع تر از بقیه طی کنند.
اما شاید بزرگ ترین پتانسیل آنها تامین ارزی باشد. زیرا انتخابی ها به هر حال پتروشیمی دارند و صادر کننده هستند، آن هم در سطح بسیار کلان ماجرا. پس طبیعتا اگر تحریم ها برای دراز مدت ادامه پیدا کنند، انتخابی ها دستشان به دلار و یورو و حتی یوان بیش تر و سریع تر از بقیه می رسد.
قُوتو سوغاتی برای سایپا!
اما در بین خواستگاران سایپا، شازده ای که توانسته حتی یک بار با گل و شیرینی از در وارد شود، کرمان موتور است. کرمانی ها که همین الان هم ۹ درصد از سهام سایپا را در اختیار دارند، شاید یکی از بهترین گزینه ها باشند. زیرا در بخش تخصص صلاحیت های لازم را دارند. از طرفی این شرکت از سرچشمه موسسه مولی الموحدین سیراب می شود که با توجه به پشتوانه سیاسی مالکین این موسسه کرمانی ها پایگاه محکمی در حاکمیت دارند.
از دیگر پتانسیل های کرمانی ها باید به توسعه موفق انها بر اساس مدل SWOT در مدیریت این شرکت اشاره کرد که نتایج آن جسارت ورود به بازی بزرگ تر را به آنها داده است. ضمن این که آنها در حال مذاکره با برندهای جدیدی در شرق دور هستند که نیازمند خطوط تولید جدید و زیرساخت های اماده بکار است. خب، کجا بهتر از سایپا؟
البته کرمانی ها قبلا برای افزایش سهم خود از کیک سایپا به سراغ مالک ۱۶ درصد سهام این شرکت یعنی فولادی ها رفته اند تا ۹ درصد سهم خود را به ۲۵ درصد برسانند و به این ترتیب دو صندلی در هییت مدیره داشته باشند. زیرا ۹ درصد سهام آنها عملا تاثیر چندانی نه در مدیریت سایپا و نه در تصمیم های کلان این شرکت دارد.
از این رو حتی سامان فیروزی چندی پیش یک نامه رسمی به رییس جمهور نوشت و آمادگی کرمان موتور را برای خرید سایپا اعلام کرد. البته از نظر مالی کرمانی ها با فروش های متعدد در ۵ ماهه اخیر و حتی عرضه سهام خودشان در بورس سعی کرده اند پول هایشان را جمع کنند، ولی هنوز رقیبان پولدارتری دارند. باید دید آیا کرمانی ها در نهایت می توانند مالک سایپا شوند و دانش فنی خود را همچون قوتو به خورد سایپا بدهند؟
آیا شراکت به شرط مالکیت می شود؟
یکی از خاطرخواهان دیگر سایپا، یکی از شریکان چینی این شرکت است که اگر مسایل غیر صنعتی و سیاسی مانع نشود، احتمالا بهترین انتخاب برای رفتن سایپا به خانه بخت است. زیرا این شریک تجاری هم توانمندی های کلان اقتصادی دارد، هم پلتفرم و دانش فنی و هم با بازار ایران آشناست. ضمن این که از نظر پشتوانه سیاسی نیز به دلیل ساختار مدیریتی خود و روابط ایران و چین شاید بهترین گزینه در میان نام های بالا باشد.
فراموش نباید کرد خودروسازان چینی نه تنها با طرف های ایرانی که با بسیاری از بهترین برندهای خودرویی جهان شریک تجاری هستند و به همین دلیل محدودیت هایی برای سرمایه گذاری های کلان در ایران دارند. جالب است بدانید، به دلیل تحریم های موجود چری که سال هاست در ایران فعالیت می کند، امکان فول روباتیک کردن خط مونتاژ محصولات را ندارد!
ابد و یک روز
گویا کنسرسیونی از چند قطعه ساز نیز برای خرید سهام سایپا تشکیل شده است. احتمالا این کنسرسیون جالب ترین خواهان سایپا است. زیرا رابطه قطعه سازان در کشور بی شباهت به رابطه نقش های فیلم سینمایی ابد و یک روز نیست! بازیگران اصلی این فیلم در یک منزل با هم زندگی می کردند، با یکدیگر مشکلاتی داشتند و در آخر نیز هر یک به اندازه ای مقصر آن مشکلات بودند.
در میان قطعه سازان طی سال های گذشته انجمن های مختلف همگن و غیر همگن به وجود امده است. از یک سو انجمن قطعه سازان کشور وجود دارد و از سوی دیگر انجمن های استانی و گرایش های کروزی اعزامی! اما به نظر می رسد، تشکیل کنسرسیوم از سوی قطعه سازان برای خرید سهام سایپا بیشتر قد علم کردن در برابر کروزی ها و محکم کردن جای پا در شبکه تامین است تا نیت خودروسازی!
با این حال واقعیت اینجاست که کنسرسیومی ها هم متخصص هستند، تامین خطوط تولید را بلدند و هم طراحی و توسعه پلتفرم های جدید بدون انها ممکن نیست. البته قدرت اقتصادی قطعه سازان هم بالاست. چرا که با همه مشکلات و مطالبات و افزایش قیمت مواد اولیه و تحریم در سال های اخیر، تعداد قطعه سازان بیشتر شده نه کمتر.
دست آخر هم چندماهی است که صحبت از ورود هولدینگ زر به حوزه خودرو می شود و طی روزهای اخیر در رسانه ها نام زری ها نیز در لیست خرید سایپا قرار داشت. اما به نظر می رسد این هولدینگ پیشنهادی برای فامیل شدن با سایپایی ها ارایه نکرده است. به هر حال هر کس می خواهد با نارنجی پوشان جاده مخصوص فامیل شود، باید بلوک ۴۲ درصدی را بخرد. این عدد هم همتی بلند می خواهد هم ۶۴ همت سرمایه.
به این ترتیب باید منتظر ماند و دید وقتی پاکت های خواستگاران در دو روز آینده باز می شود و برای اهلیت سنجی به مراجع مربوطه می روند، کدام یک تایید شده راهی فینال می شوند؟ اما به نظر می رسد با توجه به مواردی که در بالا ذکر شد، در میان داخلی ها متخصص ترین کرمانی ها هستند.
لابد پولدار ترین زنجانی ها و احتمالا کم اقبال ترین انتخابی ها. در مورد کنسرسیومی ها هم باید گفت حتی اگر داماد سایپا نشوند هم اولین اجماع تاریخی درون قطعه ای را به دست اورده اند. با این همه به عنوان نگارنده عقیده دارم، خوش تیپ ترین، پولدار ترین، به روز ترین و منطقی ترین خواستگار از شرق آسیا آمده است. به شرطی که تحریم باعث طلاق زودرس نشود.
یادداشت: امید آورزمانی




